عاشورا

سلام آقاجانم

عاشورا

عاشورا

 

 

 

ماه محرم است ، به پیشواز می رویم با عرض تسلیت ، اجازه می طلبم ذکری از امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) نمائیم  .

رخصت مهربان آقایم ،

شبی ساکت و دلگیر ، خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر و نزدیک اذان بود ، که پیچید به آفاق همه نغمه تکبیر ، نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش که باز است به درگاه الهی ، در رحمت و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت ، شدم غرق عبادت ، دو چشمم همه اشک شد و روی لبانم همه سوگند ، که یارب تو رهایم کن از این بند و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که دل از سوز فراغش شده بی تاب ، همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب ،  همان وادی سوز و عطش و درد ، همان وادی شرمندگی آب ، همان وادی پاک حرم حضرت ارباب و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که زمینش همه نور است ، پر از شور و شعور است ، حماسه است ، غرور است ، شرمنده تر از وادی طور است و فرش حرمش از پر حور است و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که حرم خانه دلهاست و عشقش همه در آب و گل ماست ، زیارتگه زهراست ، عبادتگه موسی است ، دخیل حرمش حضرت عیسی است و زیباست ، خدا محو تماشاست ، که یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

مکانی که قدم رنجه نمودست گل یاس ، طوافش کند از عشق و احساس ، به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش همه الماس ، همان کعبه کوچک کف العباس و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

مکانی که در آن عشق زند موج ، همان جا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب ، همان جا که به هر جای زمینش هست نشان از قدم محترم حضرت زینب ، همان خاک که هم بدر و احد ، خندق و احزاب و حنین است ، که دل از عالم هستی برباید ، خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم 

(نام سراینده را نمی دانم )

ای همه من ،

آجرک الله بمصیبت جدک الحسین (ع) …..

 

در شبـکه های اجتـماعی منتـشر کنـید
دسته بندی :
نویسنده : مدیر
تاریخ ارسال : ۹۵/۰۷/۲۲
بازدید ها : 0 بار
دیدگاه ها : 0 نظر

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد